یکشنبه 9 تیر1392 ساعت: 10:42 توسط:t-a-b-a-s-o-m
سلام چطور میشه من بمیرم از این زندگی سخت وتنهایی راحت شم؟بااین که به شدت از مرگ میترسم ..
 وب سایت   ایمیل [خصوصی]

مطلبي ازوبلاگ تبسم:

بازنده....

چندمدتی بودکه همش به خودم امیدواری میدادم کتاب 4اثراز فلورانس اسکاولشین و که بهم پیشنهاد کردن و خوندم و دعاکردم و دلم و خوش کردم ...اما الان میبینم که رویا فقط رویاست و هرگز شدنی نیست حتی دیگه به هیچی ایمان ندارم دیگه از همه کس و همه چیز بدم میاد.

 من یه بازنده شدم توزندگی ...

دیگه نا امید نا امیدم دیگه فهمیدم که تو این دنیا هیچکی منو دوست نداره همه از من بدشون میاد حتی خدا ،از اینجا فهمیدم خدا هم ازمن بدش میاد چون که دیدم هیچ کاری برام نکرد هر قدمی که بهش نزدیک شدم اون ازم دورشد .

دیگه از این زندگی اجباری بدم میاد ،خودم عاریه زندگیم عاریه عشقم عاریه خندیدنم عاریه...

دیگه کاری ازم برنمیاد نه گریه به دادم میرسه نه رویا نه التماس نه زجه نه هیچ چیزی ، فقط باید روز به روز تو این مرداب فروتر برم ، دلم میخواد بمیرم اما به خودم قول دادم توسخت ترین شرایط هم نه خود کشی کنم نه فرار..

اگه خدایی باشه همه ی اونایی که باعث زجر کشیدنم شدن و زجرشون میده ..دلم خوشه ها خدایکی از اونایی بود که منو تو این مخمصه انداخت.

دیگه از این دنیای مجازی هم خسته شدم ..خسته ..دیگه باید زندگی عاریه وتکراریم و مثل قبل ادامه بدم. 

 

جواب ازريلا:

باعرض معذرت

داستان شما مثل ماشينيه كه توي گل گيركرده هرچي گازميده پايين تر ميره

گفتن اين كتاب وبخون...خوندم ووو اين شد!

گفتن اگه مي خواي اين بشه....اين كار و بكن...كردم ...نشد

گفتن...گفتن....نشد...نشد...

نمي دونم ازچه رنجهايي داري مي سوزي وچه كارهايي كردي ودرچه مسيري قدم ميزني

نمي دونم

ولي فعلا شدي مثل اينا كه ازحول حليم درحال سقوط كردن درون ديگ هستند

ازخدا خواستم.....نشد

نمازخوندم ...نشد

...كردم.....نشد

مگه خدا بقاليه كه بري دم درش بگي بده اونم سريع اجابت كنه-شرايط استجابت دعا رو داشتي؟

مگه ما بايد هرچي بگيم بشه؟؟وآيا درنهايت اين خواسته هاي ما كه ازآينده خود بي خبريم همه بايد اونطوري كه مي خواهيم برآورده شوند؟

خيرما درهمونهاست واقعا؟

پيشنهاد مي كنم  يه كم نفس بكش

نفس عميق

همه چيزرو فراموش كن

مثل يك برگ كوچك دريك طوفان سخت ومرگبار....تو هيچ قدرتي نداري مگر اينكه باد موافق بوزد

باد دست خداست

اما طلبكارانه ازاو نجات خود را نخواه

خود را به او بسپارورها شو

رها كن خودت رو درآرامش وسكوت ورضا

تا كم كم بتواني به آرامي به خودت وشرايط خودت فكر كني

تا كم كم جوانه هاي اميد همراه با عقل ازدرونت شكوفه بزنند

براي خاطرت خودت وخواسته هاي دنياي خودت خدا را پرستش نكن

مگه اين دنيا آخرش قراره به كچا برسه؟آخرش چي نصيب اهل دنيا خواهد شد

"والعاقبه المتقين"

براستي كه عاقبت ازآن پرهيزكاران است ...ازآن مومنين

پايت رو ازروي پدال گاز بردار وكمي نفس بكش

درآرامش ورهايي

سعي كن مسير زندگيت رو كم كم به سمتي بهتر تغيير بدي ولي شتاب نكن

عجله نكن

اميد وعشق

آرام باش وآرام

تا كم كم مسيري به سويت بازشود

يك پر كاه كوچك باش كه خود را به باد سپردي ودرخواب هستي

خدا را عبادت كن ويادت باشد ازاو هيچ مخواه...هيچ

او خواسته هايت را خوب مي داند

بهتر ازخودت

به او اعتماد كن....اعتماد همراه با تسليم

ازلحن تند اول نامه عذرخواهي مي كنم-شايد نياز به كمي اعتراض به روش شما بود كه اينطور بي ترمز باسرعت به سمت ناكجا آباد حركت مي كنيد

إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْرًا  فان مع العسر يسري

همانا بعد ازسختي گشايش وراحتي است....براستي كه بعد ازسختي آساني است.

با ما درارتباط باش

ياالله